العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
432
شرح كشف المراد ( فارسى )
دليل چهارم : دليل ديگر بر امامت بلا فصل على ( عليه السلام ) حديث شريف و متواتر غدير خم است : شيعه و سنى در حد تواتر نقل كردهاند كه وقتى حضرت رسول ( صلّى اللّه عليه و آله و سلم ) از حجة الوداع بر مىگشت به سرزمينى رسيد كه محلّ جدائى نقاط مختلف و سر چهار راهى بود بنام غدير خم و آن روز روز هيجدهم ذيحجه بود آيه آمد : يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ پيامبر فرمان داد همه توقف كنند و آنها كه از جلو رفتهاند بازگردند و آنها كه عقب ماندهاند برسند سپس فرمان داد منبرى از جهاز شتران بسازند آنگاه كه زمينه فراهم شد به هنگام ظهر بر بالاى منبر رفته و براى مردم خطبه خواند آنگاه على ( عليه السلام ) را طلبيده دست على را گرفت و بالا برد بگونهاى كه سفيدى زير بغل پيامبر و على ( عليهما السلام ) نمايان شد بعد فرمود : أيها الناس الست اولى بكم من انفسكم ؟ يعنى آيا من اولى به تصرف نيستم نسبت به شما حتى از جان خودتان ؟ آيا من صاحب اختيار شما نيستم ؟ همه گفتند : بلى يا رسول اللّه يعنى چرا ، تو صاحب اختيار مائى ، بعد فرمود : فمن كنت مولاه فهذا على مولاه اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله يعنى آگاه باشيد هر كه من مولاى اويم [ صاحب اختيار ] اين على مولاى او است [ سرپرست او است ] سپس دعا فرمود : بار الها دوست بدار كسى را كه على را دوست بدارد و دشمن بدار كسى را كه با على دشمنى كند و يارى كن كسى را كه على را يارى كند و خوار كن كسى را كه على را خوار كند و اين جمله را سه بار تكرار نمود . كيفيت استدلال : كلمه مولى در كلام عرب به معانى متعددى آمده از جمله به معناى همسايه آمده ، به معناى آزادكننده و معتق آمده ، به معناى حليف